تبلیغات
الفبای زندگی

اختلال شخصیت اسكیزوئید

پنجشنبه 22 فروردین 1392 09:04 ب.ظ   نویسنده :      



 schizoid personality disorder

ویژگیهای تشخیصی:
ویژگی اصلی اختلال شخصیت اسكیزوئید، یك الگوی فراگیر كناره گیری از روابط اجتماعی و دامنه محدود بیان هیجانها در موقعیتهای بین فردی است. این الگو از اوایل بزرگسالی آغاز شده و در زمینه های مختلف ظاهر می شود. افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسكیزوئید، ظاهراً میلی به صمیمیت ندارند، نسبت به فرصتهای موجود برای گسترش روابط نزدیك بی تفاوت به نظر می رسند و به نظر می رسد كه از عضویت در خانواده یا گروههای اجتماعی دیگر رضایت چندانی به دست نمی آورند. آنها به جای بسر بردن با دیگران، ترجیح می دهند وقت خود را به تنهایی سپری كنند. آنها اغلب از لحاظ اجتماعی منزوی یا «تنها» به نظر می رسند و تقریباً همیشه فعالیتها و سرگرمیهای انفرادی را انتخاب می كنند كه مستلزم تعامل دیگران نیست. آنها تكالیف مكانیكی یا انتزاعی مانند بازیهای رایانه ای یا ریاضی را ترجیح می دهند. این افراد ممكن است علاقة چندانی به تجربه های جنسی با فرد دیگر نداشته باشند و از فعالیتهای معدودی لذت می برند. معمولاً لذت بردن از تجربه های حسی، بدنی یا بین فردی مانند قدم زدن در ساحل به هنگام غروب و یا داشتن روابط جنسی اندك است. این افراد، احتمالاً دوستان نزدیك یا محرم اسراری به جز یك خویشاوند درجه اول ندارند. اغلب به نظر می رسد افراد مبتلا به اختلالات شخیصت اسكیزوئید نسبت به تأیید یا انتقاد دیگران بی تفاوت هستند و ظاهراً از آنچه كه دیگران ممكن است دربارة آنها فكر كنند ناراحت نمی شوند. آنها ممكن است به ظرایف طبیعی تعامل اجتماعی توجه نكنند و اغلب پاسخهای مناسبی به نشانه های اجتماعی نمی دهند، به طوری كه از لحاظ اجتماعی بی كفایت، سطحی یا در خود فرو رفته به نظر می رسند. آنها معمولاً واكنش پذیری آشكار هیجانی ندارند و از ظاهری «موقر» برخوردارند و به ندرت حالات بیانگر یا جلوه های چهره ای مانند لبخند زدن و تكان دادن سر از خود نشان می دهند. آنها ادعا می كنند كه هیجانهای شدید مانند خشم یا شادی را به ندرت تجربه می كنند. اغلب عاطفة محدودی نشان می دهند و به نظر، سرد و گوشه گیر می آیند. اگر چه، در شرایط كاملاً غیر عادی كه این افراد دست كم به طور موقت در آشكار ساختن خود احساس راحتی می كنند، ممكن است اعتراف نمایند كه احساسهای دردناكی را به ویژه در ارتباط با تعاملهای اجتماعی دارند. هرگاه این الگوی رفتاری صرفاً درطی سیر اسكیزوفرنیا، یك اختلال خلقی همراه با ویژگیهای روان پریشی، سایر اختلالهای روان پریشی یا یك اختلال فراگیر رشد رخ دهد یا هرگاه ناشی از اثرات مستقیم فیزیولوژیایی یك بیماری عصب شناختی (مانند صرع قطعة گیجگاهی) یا سایر بیماریهای جسمانی باشد، تشخیص اختلال شخصیت اسكیزوئید را نباید مطرح كرد.

ویژگیها و اختلالهای همراه:
افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسكیزوئید ممكن است در بیان خشم، حتی در پاسخ به تحریك مستقیم، مشكل ویژه ای داشته باشند كه موجب این تصور می شود كه زندگی آنها بدون هدف است و در ظاهر ممكن است از اهداف خود منحرف باشند. چنین افرادی اغلب نسبت به شرایط نامساعد به گونه ای منفعل واكنش نشان می دهند و در ارائة پاسخ مناسب به رویدادهای مهم زندگی با مشكل مواجهند. افراد مبتلا به این اختلال به علت نداشتن مهارتهای اجتماعی و بی میلی نسبت به تجربه های جنسی دوستیهای اندكی دارند، به ندرت قرار ملاقات می گذارند، واغلب ازدواج نمی كنند. كاركرد شغلی آنها ممكن است مختل باشد، به ویژه هنگامی كه درگیری بین فردی مورد نیاز باشد، ولی هرگاه تحت شرایط انزوای اجتماعی یا به تنهایی كار كنند،ممكن است كاركرد خوبی داشته باشند.افراد مبتلا به این اختلال به ویژه در پاسخ به فشار روانی، ممكن است به دوره های بسیار كوتاه روان پریشی مبتلا شوند (كه از چند دقیقه تا چند ساعت طول می كشند.) دربعضی موارد، اختلال شخصیت اسكیزوئید، ممكن است به عنوان پیشایند پیش مرضی اختلال هذیانی یا اسكیزوفرنیا ظاهر شود. افراد مبتلا به این اختلال ممكن است گاهی اختلال افسردگی عمده را نشان دهند. اختلال شخصیت اسكیزوئید اغلب با اختلال شخصیت اسكیزوتایپی، پارانویایی و اجتنابی به طور همایند ظاهر می شوند.

ویژگیهای خاص وابسته به فرهنگ، سن و جنسیت:
افرادی كه به زمینه های فرهنگی مختلف تعلق دارند گاهی رفتارهای دفاعی و شیوه های بین فردی را نشان می دهند كه ممكن است به اشتباه عنوان اسكیزوئید بر آنها گذاشته شود.برای مثال، كسانی كه از محیطهای روستایی به شهرهای بزرگ نقل مكان می كنند ممكن است با «جمود هیجانی» واكنش نشان دهند كه امكان دارد چند ماه طول بكشد و به صورت فعالیتهای انفرادی، عاطفة محدود و اختلالهای ارتباطی دیگر ظاهر شود. مهاجرانی كه از كشورهای دیگر آمده اند گاهی بی احساس، كینه جو و بی تفاوت قلمداد می شوند. اختلال شخصیت اسكیزوئید ممكن است ابتدا در كودكی و نوجوانی به همراه انزواطلبی، روابط ضعیف با همسالان و كم آموزی در مدرسه ظاهر می شود كه این كودكان و نوجوانان را به گونه ای متفاوت نشان داده و باعث می شود تا آنها در معرض آزار و اذیت قرار گیرند. تشخیص اختلال شخصیت اسكیزوئید در مردان اندكی بیشتر مطرح می شود و ممكن است در آنها اختلال بیشتری را موجب شود.

شیوع:
اختلال شخصیت اسكیزوئید در موقعیتهای بالینی به ندرت دیده می شود.

الگوی خانوادگی:
اختلال شخصیت اسكیزوئید ممكن است در بستگان افراد مبتلا به اسكیزوفرنیا یا اختلال شخصیت اسكیزوتایپی شیوع زیادی داشته باشد.

تشخیص افتراقی: (بر اساس معیارهای كتاب DSM-IV-TR )
اختلال شخصیت اسكیزوئید را می توان از اختلال هذیانی، اسكیزوفرنیا، واختلال خلقی همراه با ویژگیهای روان پریشی متمایز كرد چون این اختلالها همه با یك دوره از نشانه ها ی پایدار روان پریشی (مانند هذیانها و توهمها) مشخص می شوند. برای مطرح كردن تشخیص اضافی اختلال شخصیت اسكیزوئید، این اختلال شخصیت باید قبل از آغاز نشانه های روان پریشی ظاهر شده و پس از آنكه نشانه های روان پریشی بهبود یافتند، پایدار بماند.هنگامی كه فردی یك اختلال روان پریشی مزمن از محور I (مانند اسكیزوفرنیا) را دارد كه اختلال شخصیت اسكیزوئید، مقدم بر آن است، باید اختلال شخصیت اسكیزوئید را روی محور II و به دنبال آن اصطلاح «پیش مرضی» را در پرانتز ثبت كرد. ممكن است تفكیك اختلال شخصیت اسكیزوئید از انواع خفیفتر اختلال اتیستیك و از اختلال آسپرژر بسیار مشكل باشد. گونه های خفیف تر اختلال اتیستیك و اختلال آسپرژر بر اساس تعامل اجتماعی به شدت مختل رفتارها علایق كلیشه ای متمایز می شوند. اختلال شخصیت اسكیزوئید را باید از تغییر شخصیت ناشی از یك بیماری جسمانی متمایز كرد كه در آن، این صفات به واسطة اثرات مستقیم یك بیماری جسمانی بر دستگاه عصبی مركزی به وجود می آیند. همچنین این اختلال را باید از نشانه هایی كه ممكن است در ارتباط با مصرف مزمن مواد ظاهر شوند (مانند اختلال مرتبط با كوكائین كه به گونه ای دیگر مشخص نشده است)، متمایز كرد. ممكن است اختلالهای دیگر شخصیت با اختلال شخصیت اسكیزوئید اشتباه گرفته شوند زیرا ویژگیهای مشترك معینی دارند. بنابر این، تمایز میان این اختلالها بر مبنای تفاوت در ویژگیهای بارزآنها، مهم است. با این وجود، هرگاه فردی از ویژگیهایی برخوردار باشد كه علاوه بر اختلال شخصیت اسكیزوئید، با ملاكهای یك یا چند اختلال شخصیت دیگر نیز مطابقت كند، تمام تشخیصها را می توان مطرح كرد. اگر چه خصوصیتهایی مانند انزوای اجتماعی و عاطفة محدود در اختلالهای شخصیت اسكیزوئید، اسكیزوتایپی و پارانویایی شایع هستند، ولی اختلال شخصیت اسكیزوئید را می توان با فقدان تحریفهای شناختی و ادراكی از اختلال شخصیت اسكیزوتایپی، وبا فقدان سوء ظن و افكار پارانویایی از اختلال شخصیت پارانویایی تفكیك كرد. انزوای اجتماعی در اختلالهای شخصیت اسكیزوئید را می توان از انزوای اجتماعی در اختلال شخصیت اجتنابی كه ناشی از ترس از دستپاچگی یا بی كفایتی و پیش بینی افراطی طرد شدن است، متمایز كرد. در مقابل، افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسكیزوئید، كناره گیری فراگیرتر و میل محدودتری برای روابط صمیمانة اجتماعی دارند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی- جبری نیز ممكن است كناره گیری آشكار اجتماعی را نشان دهند كه از شیفتگی به كار و ناراحتی از هیجانها ناشی می شود ولی آنها از توانایی بالقوه برای روابط صمیمانه برخوردارند. افرادی كه «یكه و تنها» هستند ممكن است آن دسته از صفات شخصیت را نشان دهند كه به نظر اسكیزوئید می آیند. تنها هنگامی كه این ویژگیها انعطاف ناپذیر و ناسازگارانه بوده و موجب اختلال كاركردی یا پریشانی ذهنی قابل ملاحظه شوند، اختلال شخصیت اسكیزوئید را تشكیل می دهند.

منبع:
DSM-IV-TR
 

برچسب ها: اختلال شخصیت اسكیزوئید ، اسكیزوتایپی ،
آخرین ویرایش: جمعه 23 فروردین 1392 11:19 ب.ظ
دیدگاه ها ()

اختلال شخصیت مرزی

دوشنبه 19 فروردین 1392 12:48 ب.ظ   نویسنده :      


بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در«مرزی بین نودوز و پسیکوز» قرار دارند و با بی‌ثباتی فوق‌العاده عاطفه خلق و رفتار و احساس پوچی مشخص می‌شوند. در واقع هیچ ویژگی بصورت دائمی در فرد دیده نمی‌شود. یک مرزی ممکن است در یک موقعیت ، فردی را به عنوان «دوست داشتنی‌ترین و مهم‌ترین » در نظر بگیرد و در موقعیت دیگر به عنوان «بی‌رحم‌ترین و استثمار کننده‌ترین» شخص تشخیص دهد. «نقطه تعادلی در زندگی آنها وجود ندارد».

همچنین این بیماران نسبت به مفاهیم هویت خود دچار آشفتگی هستند. بدین معنی که درباره «هویت تناسلی (جنسی) و ارزش‌ها ، وفاداریها و هدفهای خود» تردید دارند. برای جبران هویت ناقص و آشفته خود اغلب روی پوستشان کلمات (مانند : مادر ، عشق) یا عکسهایی (مانند عکس فرد محبوب یا حیوانات) را خال کوبی می‌کنند. این خال کوبیها در حکم قدرت دهنده و آرامش بخش است. از طرف دیگر این بیماران در روابط پر شور و ناپایدار (که گاهی با بی‌مبالاتی جنسی همراه است) درگیر می‌شوند. نکته مهم و دردناک زندگی افراد مرزی اقدامهای مکرر خود آزاری (خود زنی) است. آنها ممکن است برای رفع تنش درونی یا به قصد کمک گرفتن از دیگران اقدام به «تیغ زدن یا سوزاندن» قسمتهای مختلف بدن خود نمایند. اما اغلب در بازو ، سینه و شکم می‌توان آنها را مشاهده کرد.


ملاک‌های تشخیص اختلال مرزی
الگوی مستمر ناتوانی در روابط فردی ، خود انگاره ، عاطفه و رفتار لحظه‌ای بارز که در اوایل بزرگسالی شروع می‌شود. برای تشخیص وجود پنج (یا بیشتر) علامت از علائم زیر ضروری است:



•اقدام‌های «دیوانه وار» برای اجتناب از ترک شدن واقعی یا خیالی.
•الگوی بی‌ثبات و پر تنش روابط فردی که با نوسان بین دو قطب ، آرمانی کردن و بی‌ارزش نمودن مشخص است.
•اختلال هویتی: بی ثباتی بارز و مستمر خود انگاره.
•رفتار تکانشی حداقل در دو زمینه که احتمال ضرر شخصی وجود دارد (مثل ولخرجی ، سکس ، سوء مصرف مواد ، رانندگی بدون احتیاط ، دوره‌های پرخوری).
•تهدید «ژست» یا رفتارهای انتحاری مکرر یا رفتار جرح خویشتن.
•بی‌ثباتی عاطفی به دلیل ماهیت واکنشی خلق (مثلاً حالت ملال شدید ، تحریک پذیری یا اضطراب که معمولا چند ساعت و ندرتاً چند روز دوام می‌یابد.)
•احساس مزمن پوچی.
•خشم شدید و نامتناسب یا اشکال در کنترل خشم (مثل ابراز کج خلقی مکرر ، خشم مستمر یا نزاع مکرر).
•تفکر پارانوئید موقت وابسته به استرس یا علائم تجزیه‌ای شدید.


تشخیص افتراقی اختلال مرزی
•اسکیزوفرنی : به علت فقدان دوره‌های پسیکونیک طولانی (قطع ارتباط با واقعیت) شخصت مرزی از اختلال اسکیزوفرنی قابل تفکیک است.


•شخصیت اسکیزوتایپال : در شخصیت مرزی عقاید غیرعادی ، تفکر و تکلم عجیب و غریب مانند آنچه که در اسکیزو تایپال مشاهده می‌شود، دیده نمی‌شود.


•شخصیت پارانوئید : در شخصیت پارانوئید سوء ظن در اکثر موقعیتها حضور دارد ولی شخصت مرزی یک علائم موقت (وابسته به استرس) است.


برچسب ها: اختلال شخصیت مرزی ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 19 فروردین 1392 12:55 ب.ظ
دیدگاه ها ()

علائم اختلال دوقطبی در کودکان

دوشنبه 14 اسفند 1391 02:34 ب.ظ   نویسنده :      


سیاری از آنچه شما در مورد علائم اختلال دو قطبی بزرگسالان می دانید را در مورد کودکان باید فراموش کنید

 - بسیاری از علائم و نشانه های دو قطبی در کودکان کاملا متفاوت اند. نوسانات خلقی در کودکان می تواند

 بسیار سریع باشد، و  رفتارهای خشونت آمیز و تحریک پذیر مختلف بسیار شایع هستند. همان طور که در

 لیست زیرمشاهده می کنید علائم افسردگی بیشتر شبیه به علائم افسردگی بزرگسالان است.

 کتاب کودکان دو قطبی نوشته (Demitri Papolos,MD, and Janice Papolos)

یک مرجع بسیار عالی برای والدینی است که دارای فرزندان مبتلا به اختلال دو قطبی هستند.در زیر گزیده

 ای از کتاب آنها(با کسب اجازه از صاحب اثر) آمده است که در آن، آن دسته از نشانه هایی را که دیمیتری و

 جنیس در تحقیقات خود دریافته بودند و در کودکان دچار اختلال دو قطبی شایع بودند را فهرست می کند.

علائم بسیار شایع در اختلال دوقطبی دوران کودکی

·         اضطراب دوری

·         بداخلاقی شدید و انفجاری(با چندین ساعت ماندگاری)

·         کج خلقی(تحریک پذیری) نشانه دار

·         رفتارهای مخالفت آمیز(لجبازی)

·         نوسانات خلقی مکرر

·         حواس پرتی

·         بیش فعالی

·         تکانشگری(بدون فکر عمل کردن)

·         ناآرامی، بی قراری

·         گیجی،نادانی

·         افکار رقابتی

·         رفتار پرخاشگرانه

·         خودبزرگ بینی

·         میل شدید به کربوهیدرات(چیزهای شیرین)

·         رفتار های مخاطره آمیز

·         خلق افسرده

·         رخوت

·         اعتماد به نفس پایین

·         اشکال در بیدارشدن صبح

·         اضطراب اجتماعی

·         حساسیت به محرک های احساسی و یا زیست محیطی

 

علائم شایع در اختلال دوقطبی دوران کودکی

·         شب ادراری (به خصوص در پسران)

·         شب ترسی

·         گفتار سریع و یا نیاز به حرافی

·         رفتارهای وسواسی

·         خیال بافی بیش از حد

·         رفتارهای غیر اختیاری

·         تیک های صوتی و حرکتی

·         ناتوانی های یادگیری

·         ضعف حافظه کوتاه مدت

·         سازمان ناپذیری

·         علاقه ی غیرعادی به موضوعات خشن و وحشت آور

·         تمایلات جنسی بیش از حد

·         رفتار عوامفریبانه

·         ریاست طلبی

·         دروغگویی

·         افکار خودکشی

·         تخریب اموال

·         بدبینی

·         توهم و هذیان

 

علائم کمتر شایع در اختلال دوقطبی دوران کودکی

·         سردردهای میگرنی

·         پرخوری

·         رفتار خود آزارانه

·         ستم به حیوانات

برای درک نشانه های اختلال دوقطبی در کودکان، اجازه دهید نگاهی به مشکلات یک کودک به نام رندی 

 بیندازیم.پسر پنج ساله ی عزیز دردانه ای با یک لبخند جذاب، او دارای سابقه رفتار خشن  است که از

 بچگی با خود دنبال می کند.  او زیبا، خوش صحبت، باهوش - و به اندازه یک گردباد غیر قابل پیش بینی

 است.  از زمان افتادن اولین دندانش، او شروع به گاز گرفتن کرد - که اغلب باعث خونریزی می شد.  رندی

 در یک و نیم سالگی، به علت  رفتار پرخاشگرانه از پیش دبستانی اخراج شد.  او به طور مستمر نمرات

 علمی بالایی کسب می کرد ، اما مرتبا معلم ها " نیاز به بهبود" در رفتارهای انضباطی را متذکر می شوند. 

 او با محبت و دوست داشتنی است، یک لحظه می خواهد که اورا در آغوش بگیرند و لحظه ی بعد در حالی

 که رگه های گردنش باد کرده اند جیغ می کشد و خشمگین می شود.

والدین رندی از دستش عصبانی شده اند.آنها در کلاس های فرزند پروری زیادی شرکت کرده اند،کتابهای

 زیادی خوانده اند و از هر روش انضباطی که توسط دوستان، خانواده، معلمان و پزشکان توصیه شده بود

 استفاده کردند.


عده ای می گویند " رندی فقط یک بچه است،" او بزرگ می شود". برخی دیگر می گویند" رندی دارای اختلال

 کمبود توجه – بیش فعالی است.از دکترش درخواست داروی ریتالین کنید. بعضی ها والدین وی را مقصر می

 دانند " مثل اکثرپسر بچه ها یک در ک...نی لازم دارد."

بسیاری پچ پچ می کنند که " باور می کنید چطور رفتار می کند؟من هرگز اجازه نمیدهم پسرم مثل او رفتار کند."

مطالعا  نشان داده است که بیش از 80 % از کودکان مبتلا به اختلالات دوقطبی از خانواده های با سابقه

 یاختلالات خلقی و یا اعتیاد به الکل در خانواده یکی از/ هردوی والدین هستند. مادر رندی بسیاری از عمر

 خود را در افسردگی به سر برده بود و پدر او دارای اختلال دوقطبی می باشد.به عبارت دیگر رندی کاندید

 نخست برای اختلال خلقی است و این تشخیصی بود که نهایتا دریافت کرد.

ترجمه: مهدی جواهری

منبع: bipolar disorder


برچسب ها: اختلال دوقطبی ، کودکان ، خلق افسرده ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 14 اسفند 1391 06:06 ب.ظ
دیدگاه ها ()

دانلود مقاله

یکشنبه 13 اسفند 1391 02:12 ب.ظ   نویسنده :      


آیا برای انجام تحقیق و یا پروژه خود نیاز به جدیدترین مقالات و ژورنال ها  دارید؟
آیا نیاز به  دانلود مقاله ISI دارید؟
آیا نیاز به دریافت متن کامل (Full Text) مقالات علمی از پایگاه هایی چون  SCOPUS , Oxford , ProQuest , JSTOR  IEEE , ScienceDirect , ACM و صدها پایگاه دیگر، دارید؟
آیا نیاز به کتاب تخصصی خاصی دارید ولی دسترسی به آن پایگاه برای دانلود کتاب ندارید؟
آیا به مقالات خاصی نیاز دارید و هیچ راه دسترسی برای دانلود آن مقاله ندارید؟
سرویس دانلود مقالات علمی با هدف یاری رساندن به دانشجویان و پژوهشگران برای دست یابی به مقالات علمی سایتهای معتبر لاتین ایجاد گردیده است.
در سرویس دانلود مقالات علمی در نظر داریم مقالاتی که در سایتهای خارجی به صورت پولی ارائه می شوند با قیمتی مناسب دانلود و ارائه کنیم.
لطفا مقالات خود را با مشخصات زیر به ایمیل ما  (Download@DownloadPaper.irارسال نمایید.

عنوان مقاله:
نویسنده:
ژورنال مقاله:
صفحات:
سال انتشار:
لینک دانلود مقاله: ( لینک دقیق صفحه‌ای که مقاله درآنجا قرار دارد، نه آدرس صفحه اول سایت)
ایمیل درخواست کننده:
مقالات مربوط به چه رشته ای است

دقت کنید که هر چه مشخصات ارائه شده بیشتر باشد دست یابی شما به مقاله مورد نظرتان سریع تر انجام خواهد شد.
مقالات درخواستی حداکثر ظرف یک روز پس از واریز وجه به ایمیلتان ارسال خواهد شد.


برچسب ها: دانلود مقاله ، مقاله علمی ،
آخرین ویرایش: - -
دیدگاه ها ()

راهکارهای کاهش دفعات عود علائم دوقطبی

جمعه 11 اسفند 1391 09:52 ق.ظ   نویسنده :      



عود و بازگشت علائم، جزء جدانشدنی بسیاری از بیماری‌های روانی است. اختلال دوقطبی هم از این قاعده مستثنا نیست. موضوع آزاردهنده درباره این بازگشت‌ها، تصادفی بودن آنهاست؛ مثلا شب با یک حال به رختخواب می‌روید و صبح روز بعد با حال دیگری بیدار می‌شوید.

علت اصلی این عودها به طور کامل شناخته‌شده نیست. اما واقعیاتی درباره آنها هست که با استفاده از نتایج تحقیقات بدست آمده‌اند.

مبتلایان به دوقطبی نوع 2 بیشتر از مبتلایان نوع 1 در معرض عود علائم هستند. دوره‌های افسردگی، شیدایی یا نیمه‌شیدایی در آنها اغلب کوتاه‌تر از مبتلایان نوع 1 است؛ اما معمولا به دفعات بیشتری رخ می‌دهد.

معمولا بازگشت علائم بیماری بیشتر از اینکه به شکل شیدایی یا نیمه‌شیدایی باشد، به شکل افسردگی بروز می‌کند.

هر قدر هم بازگشت علائم اجتناب‌ناپذیر باشد، شما می‌توانید روی کاهش شدت و تاثیر آن، کنترل داشته باشید.

در درجه اول، هیچ‌گاه بدون مشورت با دکتر، مصرف دارو را قطع نکنید.
افرادی که مصرف دارو را قطع می‌کنند، در طول 3 ماه، تا 80 درصد در معرض احتمال بازگشت علائم قرار دارند. داروها بیماری را تحت کنترل قرار می‌دهند؛ وقتی مصرف آنها را قطع می‌کنید، اوضاع از کنترل خارج می‌شود.

گرچه داروها به تنهایی نمی‌توانند از بازگشت علائم جلوگیری کنند. ثبت خلق و شناسایی محرک‌ها می‌توانند ابزار مهم دیگری باشند.
استرس محرک بزرگی است. حتی رویدادهای به ظاهر کم‌استرس هم می‌توانند جرقه‌ای برای عود بیماری باشند. کمبود خواب نیز محرک شناخته‌شده‌ای است؛ خصوصا برای شیدایی. رعایت برنامه خواب منظم از ضروریات است.

علاوه بر این، هر شخص می‌تواند مجموعه محرک‌های مختص خود را داشته باشد. مثلا افزایش نیاز به خواب ممکن است نشانگر ظهور علائم افسردگی باشد یا تحریک‌پذیری می‌تواند مقدمه‌ی یک دوره شیدایی یا نیمه‌شیدایی باشد.

 

راهکارهای پیشگیرانه‌ی توصیه‌شده توسط مختصصان:

1) حتی اگر درست نمی‌دانید چرا کاری که قبلا برایتان ساده بود، اکنون به یک عامل تنش‌زا تبدیل شده، فکر کنید و به دنبال دلایلی بگردید که باعث شده این کار برای شما سخت یا ناخوشایند باشد.

2) سعی کنید هر شب برنامه زمانی ثابتی برای خواب داشته باشید. اهمیت حفظ عادت ثابت برای تمام فعالیت‌های روزمره را نیز در نظر داشته باشید.

3) به طور ناگهانی مصرف داروهایتان را قطع نکنید؛ مگر اینکه با مشورت دکتر راه کم‌خطری را برای این کار انتخاب کنید.

4) یاد بگیرید چطور مسائل را حل کنید، تا وقتی عامل تنش‌زایی بروز کرد بتوانید از این مهارت‌ها کمک بگیرید. همچنین تکنیک‌هایی را برای کاهش تنش و آرام‌سازی افکار و احساساتتان بیاموزید.

5) خودتان را به خوبی بشناسید تا بتوانید علائم اولیه را شناسایی کنید و سریعا کمک بگیرید. نگذارید کار سخت شود. با کنترل علائم خفیف می‌توان از احتمال گسترش آنها به علائم حادتر کاست.

 

بر اساس مطالعه‌ای در آرشیو عمومی روانپزشکی در سال 2003، 35 درصد از شرکت‌کنندگان در درمان خانوادگی، بعد از دو سال بود که دچار عود شدند. به علاوه، نتایج مطالعه‌ای در ژورنال روانپزشکی بریتانیا در سال 2010 نشان می‌دهد که درمان خانوادگی باعث کاهش ناسازگاری، بهبود ارتباط و افزایش همدردی که این خود به دوره‌های طولانی‌تری از ثبات و علائم خفیف‌تر منجر می‌شود.

 

چند راه برای اطرافیان تا به جلوگیری از عود بیماری کمک کنند:

  • داشتن ذهنی باز. اطرافیان فرد مبتلا هم ممکن است در پذیرش تشخیص این بیماری مشکل داشته باشند. بهرحال به یاد داشته باشید که یک تشخیص دقیق به درمان موثر ختم می‌شود.
  • آموزش دادن خودتان. درباره دوقطبی کسب اطلاع کنید تا بتوانید بفهمید شخص در چه وضعیتی قرار دارد و شما چطور می‌توانید به وی کمک کنید. حتی اگر فرد هنوز آمادگی دریافت درمان را ندارد، متخصصین باز هم به یادگیری درباره این اختلال توصیه می‌کنند.
  • یک همراه فعال شوید. به طور فعالانه از وی حمایت کنید؛ [با اجازه و هماهنگی بیمار] به گروه‌های حمایتی و درمانگر وی مراجعه کنید.
    ارتباط برقرار کردن اطرافیان با درمانگر می‌تواند فوق‌العاده موثر باشد. شما می‌توانید از درمانگر درباره اینکه در موقعیت‌های مختلف چه کاری می‌توانید انجام دهید، سوال کنید. مثلا می‌توانید بپرسید «چه زمانی باید افکار خودکشی را جدی گرفت؟» یا مثلا «وقتی فرزندم افسرده است، او را به زور از رختخواب خارج کنم؟».
منبع:By 

برچسب ها: دوقطبی ،
آخرین ویرایش: - -
دیدگاه ها ()

تاثیرات اختلال دوقطبی بر روی انگیزه

پنجشنبه 10 اسفند 1391 09:54 ق.ظ   نویسنده :      


  افراد مبتلا به اختلال دوقطبی در شروع یا اتمام وظایف خود اغلب با مشکل مواجه اند.

ü       آنها برای انجام برخی وظایف خود به انگیزه بسیار بیشتری نیاز دارند، چون با مشکلات خاصی درگیرند.

ü       این موانع به دلیل اختلال در خلق و خو (مود) و دشواری در پردازش اطلاعات ایجاد شده اند .

 

 

توانایی شما برای انجام کارهایی مثل مراقبت از رختشویی(لباسهای شسته شده)، یا برنامه ریزی برای تعطیلات، تحت تاثیر شرایط ذهنی شما قرار دارد(حال و حوصله، درجه اضطراب ومیزان توانایی پردازش اطلاعات توسط شما).وقتی که خیلی کم حوصله اید و یا با افکار نگران کننده پریشان شده اید،برای انجام اقدام موثر با مشکل مواجه خواهید شد.

وقتی این اتفاق می افتد،شما اصلا دوست ندارید هیچ کاری انجام دهید، این یکی از نا امیدکننده ترین موضوعات درباره اختلال دو قطبی است.افراد از سختی متقاعد ساختن خود برای انجام دادن کاری که به انجام آن احتیاج دارند، شگفت زده و ناراحت می شوند.

 

این علائم غیر عادی نیستند. برخی از مطالعات حاکی از این است که بیش از نیمی از بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی قادر به کار کردن نیستند و یا تنها در یک موقعیت حمایت شده قادر به کار کردن هستند.علائم ماندگار افسردگی، اضطراب یا جنون یا سابقه ای از سوء مصرف الکل، احتمال بروز چنین ناتوانیی هایی را بیشتر می کند.با این حال، از دیدگاه روانشناسی بالینی، تجربه نشان می دهد که با درمان موثر،یک شیوه ی اصولی برای کنترل علائم،و یک شیوه اولویت بندی شده برای کار، بازیابی انگیزه و اتمام آنچه که شروع به انجام دادن کرده اید ممکن می شود.

 

بسیاری اوقات با وجود همه این موانع،بیشتر افراد به تلاش ادامه می دهند.آنها به فشار آوردن بر خود ادامه می دهند تا عملکردشان را حفظ کنند- برای مراقبت از خودشان، خوانواده شان و کارشان.آنها معتقدند اگر انگیزه کافی برای غلبه بر موانع داشته باشند قادر خواهند بود به اهدافشان دست یابند. آنها می دانند که هر چه موانع موفقیتشان بیشتر باشد، نیاز به انگیزه بیشتری دارند. بنابراین وقتی برای انجام دادن کاری از طرف خودشان دچار مشکل می شوند باید سعی کنند انگیزه خود را بالا ببرند. شاید به خودشان بگویند که انگیزه آنها منعکس کننده ارزشها و شخصیت آنهاست. یا ممکن است به پیدا کردن چیزی که شور و شوقشان را شعله ور می کند علاقه داشته باشند. بدین شکل ای افراد می توانند از احساسات برای ایجاد انگیزه در درون خودشان و پشت سر گذاشتن همه دشواری ها استفاده کنند. در مجموع، آنها سعی می کنند آزمون های سختتری را برای دستیابی به انگیزه بسیار قوی به منظور رسیدن به موفقت خود بکار گیرند.این موضوع وقتی مهم به نظر می رسد که فرد مجبور می شود برای انجام وظایف هر چند کوچک انگیزه ای بسیار قوی داشته باشید.

اما میزان انگیزه ای که شما نیاز دارید، به اندازه گذشته نیست- معادله متفاوت شده است. بااختلال دوقطبی شما در دستیابی به اهدافتان با موانع بیشتری مواجه می شوید.حتی اگر آن موانع را فورا تشخیص ندهید.

چرا شما – فرد مبتلا به اختلال دوقطبی- به انگیزه بیشتری نیاز دارید؟

در اختلال دوقطبی مشکلات اساسی در تنظیم خلق و خو و پردازش اطلاعات حتی وظایف کوچک را سخت تر می کنند.این موانع می توانند موازنه را تغییر دهند. آنها میزان انگیزه و نوع منابعی که برای شروع و اتمام وظایف خود نیاز دارید تغییر می دهند.

درک این موضوع که انجام دادن کاری که قبلا آسان بوده، حالا سخت شده باشد می تواند دردناک باشد و نیز فهمیدن اینکه در بعضی مواقع تنها انگیزه شما برای غلبه بر موانع کافی نیست.

 

درد روحی و جسمی

 یاداوری این نکته ضرورت دارد که درد روحی خود یک نوع درد جسمی است. وقتی که ما احساسات منفی را تجربه می کنیم، میزان کورتیزول و نورآپی نفرین در میان هرمونهای عصبی دیگر در بدن ما آزاد می شود.

 

این تغییرات می تواند بطور فیزیکی خوشان را اشکار کنند مثل تپش قلب،عرق کردن کف دست، یا خشکی دهان. اما اختلال دوقطبی  می تواند با تغییرات سیستم عصبی همراه باشد که بازیابی یا ایجاد ثبات در روحیات  شمارا با مشکل مواجه می سازد. در حقیقت، تحقیقات آزمایشگاهی نشان می دهدکه افرادی که به اضطراب و افسردگی گرایش دارند،زمان بیشتری را برای بازگشت به ثبات فیزیولوژیکی احتیاج دارند.

داشتن یک چنین بدن پر تنشی می تواند ناراحت کننده باشد. برای مثال درست بعد از یک ورزش مناسب در یک ورزشگاه مغز شما احتمالا مسائل را واضح تر درک می کند. اما حل و فصل مسائل ریاضی و تراز دسته چک تان هنوز سخت خواهد بود. در این صورت شاید شما به اندکی زمان برای آرام شدن بدن خود نیاز داشته باشید تا بتوانید به مسائل دیگر فکر کنید. درحقیقت این یکی از دلایلی است که مردم دوست دارند هنگام ورزش به موسیقی گوش کنند.  ما نیاز داریم که حواس خودمان را از حالات درونیمان منحرف کنیم(ضربان قلبمان، شماره تنفسمان و ... .بنابراین برای واضح فکر کردن،مهم است که راحت باشیم.و راحتی فیزیکی وقتی که شما بسیار مضطرب هستید دشوار است. 

ادامه دارد.

مترجم: مهدی جواهری


آخرین ویرایش: - -
دیدگاه ها ()

اختلال دوقطبی

سه شنبه 8 اسفند 1391 06:21 ب.ظ   نویسنده :      



اختلال دوقطبی (یا شیدایی - افسردگی‌) نوعی اختلال خلقی و یک بیماری روانی است. افراد مبتلا به این بیماری دچار تغییرات شدید خلق می‌شوند. اختلال دو قطبی به صورت معمول در آخر دوره نوجوانی یا اوائل دوره بزرگسالی تظاهر پیدا می‌کند. این بیماری انواع مختلفی دارد که مهمترین انواع آن اختلال دوقطبی نوع یک و اختلال دو قطبی نوع دو است. تفاوت این دو اختلال در وجود دوره شیدایی است؛ در نوع یک این حالت اتفاق می‌افتد ولی در نوع دو فرم خفیف‌تری از آن که هیپومانیا یا نیمه-شیدایی است، بروز می‌کند. شروع بیماری معمولاً با دوره‌ای از افسردگی می‌باشد و پس از یک یا چند دوره از افسردگی، دوره شیدایی بارز می‌شود. در تعداد کمتری از بیماران شروع بیماری با دوره شیدایی یا نیمه-شیدایی است.

دوره‌های شیدایی از چند روز تا چند ماه به طول می‌انجامند و معمولاً شدت آنها باعث می‌شود که بیمار نیازمند درمان جدی به صورت بستری یا همراه با مراقبت زیاد باشد. با فروکش کردن علایم، به خصوص در اوایل سیر بیماری، معمولاً فرد به وضعیت قبل از بیماری خود برمی‌گردد و به همین دلیل بسیاری از بیماران یا خانواده‌های آنان تصور می‌کنند بیماری کاملاً ریشه کن شده و دیگر نیازی به ادامه درمان وجود ندارد. بنابراین درمان خود را قطع می‌کنند. اما قطع زودهنگام درمان خطر برگشت بیماری را بسیار افزایش می‌دهد و باعث می‌شود که بیماری در فاصله چند ماه عود کند.

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد


برچسب ها: دوقطبی ، شیدایی - افسردگی‌ ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 8 اسفند 1391 06:27 ب.ظ
دیدگاه ها ()

جنون مزمن یا اسکیزوفرنیا

دوشنبه 7 اسفند 1391 10:09 ق.ظ   نویسنده :      



اسکیزوفرنیا یکی از ناتوان‌کننده‌ترین اختلالات روانی است.
جنون مزمن یا اسکیزوفرنیا نوعی از اختلال روانی است که در آن تفکر فرد به تشوّش معروض می‌شود و برداشت او از واقعیت‌ها غیرعادی می‌گردد. اصطلاح اسکیزوفرنیا نخستین بار توسط اوگن بلولر به کار گرفته شد که از ترکیب دو کلمۀ یونانی skhizein (دو نیم کردن، گسست) و phren (فکر، اندیشه، یا ذهن) تشکیل شده‌است. از مهم‌ترین عوارض اسکیزوفرنیا هذیان، توهّم، عدم ارتباط منطقی در گفتار، گم‌گشتگی در زمان و مکان، گیجی و منگی، بهت‌زدگی، و فراموشی است.
برخی از بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا نشانه‌های روانی-حرکی نیز دارند، مانند حرکات عجیب، شکلک‌های تکراری، و ژست‌های غیرمعمول. کسی که اسکیزوفرنیا دارد گاهی تصاویری را می‌بیند و صداها، بوها، و مزه‌هایی را احساس می‌کند که واقعی نیستند.
اساساً اسکیزوفرنیا یک بیماری مغزی است که در آن انتقال‌دهنده‌های کیمیاوی- عصبی مغز دچار عدم تعادل می‌شوند. یکی از این انتقال‌دهنده‌ها که نقش مهمی در بیماری اسکیزوفرنیا دارد، دوپامین نام دارد. 
اسکیزوفرنیا اغلب در دوران نوجوانی و ابتدای جوانی شروع می‌شود و فرد را در بارورترین سال‌های زندگی مبتلا می‌کند و در نتیجه، تحصیل، ازدواج، اشتغال و آموزش مهارت‌های اجتماعی فرد را با سکتگی مواجه میسازد. 
عوامل
علت اصلی اسکیزوفرنیا هنوز ناشناخته مانده است. گفته شده است که عامل ارثی (جنتیک) در اسکیزوفرنیا نقش دارد. ساختار کیمیاوی غیرعادی مغز نیز ممکن است به ایجاد بیماری کمک کند. سه نظریۀ عمده در مورد عوامل بروز اسکیزوفرنیا مطرح شده اند. 
نظریه فشار محیطی: فشار روانی می‌تواند یک علت اصلی بیماری‌های جسمی مثلاً زخم معده باشد. این موضوع در مورد اسکیزوفرنیا نیز منطقی به نظر می‌رسد، زیرا تجربیات نشان داده اند در صورتی که افراد در معرض فشارهای شدید روانی قرار گیرند، رفتارهای از خود نشان می‌دهند که شباهت به اسکیزوفرنیا دارد.
نظریه ویروسی: ویروس‌ها می‌توانند عملکرد حجرات مغزی را بدون تغییر شکل ساختمان مغز تغییر دهند، به حیات خود ادامه دهند، و مخفی بمانند. بعضی از ویروس‌ها تغییراتی در انتقال‌دهنده‌های عصبی مغز ایجاد می‌کنند. این موضوع می‌تواند علت بعضی از تغییرات بیولوژیک و کیمیاوی را که در اسکیزوفرنیا توصیف شده است، توجیه کند.
نظریه تغذیه‌ای یا مالیکولی: این نظریه فقر مواد غذایی و کمبود ویتامین‌ها را در بروز اسکیزوفرنیا مسوول می‌داند، از آن‌رو تداوی مریضان اسکیزوفرنیک را با دوزهای بلند نیاسین (بی‌۳) و سایر ویتامین‌ها مانند تیامین( ویتامین بی۱)، (ویتامین بی۱۲)، پیریدوکسین (بی۶)، ویتامین‌ سی، فولیک اسید، و مواد معدنی مانند مگنزیم را در ۱۹۵۰ شامل می‌شد. از دیگر اقدامات درمانی ورزش، کنترول رژیم غذایی، محدود کردن مصرف مواد قندی، کافئین و الکول بوده است. ابتدا ادعا می‌شد که این رویکرد درمانی موفقیت‌آمیز باشد، اما تا هنوز توسط معیارهای علمی تأیید نشده است.
انواع اسکیزوفرنیا
پنج نوع مختلف اسکیزوفرنیا وجود دارند که هر کدام بر اساس نوع علائم، دسته‌بندی می‌شوند:
۱- اسکیزوفرنیای هذیان‌گویی
۲ـ اسکیزوفرنیای آشفته
۳ـ اسکیزوفرنیای جنون‌آمیز (کاتاتونیک)
۴ـ اسکیزوفرنیای نامشخص
۵ـ اسکیزوفرنیای باقی‌مانده
اسکیزوفرنیای هذیان‌گویی: در این نوع، هذیان و توهمات شنیداری از مشخصات عمده اند، اما سایر عملکردهای فکری طبیعی می‌باشند. توهمات از نوع اذیت و آزار اند. مثلاً بیمار فکر می‌کند دیگران در پی آزار و اذیت او اند و بر علیه او دایم توطئه می‌کنند. این افراد می‌توانند خشم، بی علاقگی، و اضطراب خود را اظهار کنند.
اسکیزوفرنیای آشفته: این نوع اسکیزوفرنیا با گفتار و رفتار آشفته، مشکل در درک، و نیز احساسات نامناسب تشخیص داده می‌شود. این افراد ممکن است به تغییر رنگ چراغ ترافیکی و یا به چیزی که می‌گویید و یا انجام می‌دهید، بخندند، در حالی که هیچ موضوع خنده‌داری در میان نباشد. این رفتار آشفته ممکن است با فعالیت‌های عادی مانند حمام کردن، لباس پوشیدن و غذا درست کردن شخص تداخل کرده و شخص را با مشکل مواجه کند.
اسکیزوفرنیای جنون‌آمیز: این نوع توسط تشوشات حرکی مشخص می‌شود. این افراد ممکن است به طور کامل بدون حرکت یا دارای تحرکیت زیاد باشند. آنها ممکن است برای ساعت‌ها چیزی نگویند و یا ممکن است یک کلمه‌ی را که شنیده اند به طور مرتب تکرار کنند، یا نسبت به حرفی که می‌شنوند، هیچ واکنش و احساسی از خود نشان ندهند.
اسکیزوفرنیای نامشخص: این نوع اسکیزوفرنیا با دو یا چند نشانه مشخص می‌شود. این علائم عبارت اند از: هذیانات، توهمات، گفتار یا رفتار آشفته، رفتارهای جنون آمیز و یا علائم دیگر منفی.
اسکیزوفرنیای باقی‌مانده: مشخصه این نوع عبارت از داشتن سابقۀ ابتلا به اسکیزوفرنیا است. افراد دارای این نوع اسکیزوفرنیا، دارای علائم مشخص از قبیل هذیان، توهم، گفتار یا رفتار آشفته نمی‌باشند. یعنی در گذشته سابقۀ این نشانه‌ها را داشته اند، و حالا این نشانه‌ها را به شکل فعال نشان نمی‌دهند، اما به طور کامل بهبود نیافته‌اند.
ممکن است این بیماری بعد از بهبودی دوباره شروع شود و یا برای سال‌ها بدون هیج علامتی، نهفته باقی بماند. 
علایم اسکیزوفرنیا
فرد مبتلا به اسکیزوفرنیا، ممکن است فاقد علائم ظاهری بیماری باشد. در برخی از موارد، به علت تغییرات رفتاری و رفتار عجیب و غریب، مریضی ممکن است ظاهر شود. این علائم می‌توانند شامل گوشه‌گیری، زوال شخصیت، اضطراب شدید و احساس غیرواقعی بودن، از دست دادن اشتها، عدم رعایت حفظ الصحه، هذیان، توهم و احساس تحت کنترل بودن توسط نیروهای خارجی باشند. مثلاً مریض فکر می‌کند که ساکنان یک سیارۀ دیگر مغز او را تحت کنترل خود گرفته اند!
برای درک بهتر این مریضی، علائم اسکیزوفرنیا را به دودستۀ مثبت و منفی، شناختی و عاطفی تقسیم می‌کنند.
علایم مثبت: این یعنی نشانه‌های که شخص پیش از مریضی آنها را نداشته، اما با شروع مریضی بر رفتار و گفتارش علاوه شده‌اند:
۱- هذیان یعنی باورهای که فاقد پایه و اساس واقعی اند.
۲- توهم یا شنیدن، دیدن، احساس کردن، بوییدن و یا مزه کردن چیزی که در واقعیت وجود ندارد.
۳- آشفتگی و بی‌ارتباطی در گفتار، مثلاً بین یک جمله و جملۀ دیگر هیچ ارتباطی وجود ندارد یا شخص بدون ختم یک جمله یا موضوع، به موضوعی دیگر می‌پردازد.
۴- رفتارهای نامنظم و جنون‌آمیز
علائم منفی: یعنی خصوصیاتی که از شخص گرفته می‌شوند. مثلاً فردی که اجتماعی بوده، پس از شروع مریضی گوشه‌گیر می‌شود.
۱- گوشه‌گیری
۲- مشکل داشتن در ابراز احساسات
۳- مشکل داشتن در مراقبت از خود
۴- ناتوانی در لذت بردن 
علائم شناختی: یعنی مشکل در توجه و تمرکز کردن، مشکلات مربوط به پردازش اطلاعات در شناخت محیط زندگی
علائم عاطفی و مزاجی: قابل‌توجه‌ترین علامت مزاجی یا خُلقی، افسردگی است و به همین دلیل، تعداد افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا که دست به خودکشی می‌زنند، بالاست.
برخی از علائم اسکیزوفرنیا می‌تواند در اختلالات روانی دیگر از قبیل اختلال دوقطبی، اختلال اضطراب، اعتیاد، یا اختلال شخصیت نیز وجود داشته باشند.
تشخیص
تشخیص بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا به اساس ارزیابی تاریخچۀ طبی، ارزیابی سابقه خانوادگی و معاینه وضعیت روانی بیمار صورت می‌گیرد. معاینات خون و ادرار، برای تشخیص این‌که دواها، مواد مخدر، و امراض جسمی سبب بروز علائم اسکیزوفرنیا نباشند. لازم است. لیکن تا به حال هیچ‌گونه معاینۀ لابراتواری که بتواند به تشخیص اسکیزوفرنیا کمک کند وجود ندارد، البته با اجرای ام آر آی ممکن است بتوان اسکیزوفرنیا را در مراحل ابتدایی آن تشخیص داد.
چند باور اشتباه دربارۀ اسکیزوفرنیا
اسکیزوفرنیا با چند شخصیتی بودن یکسان نیست. چند شخصیتی بودن یک اختلال جداگانه و البته نادر است.
با وجود آنکه برخی افراد دارای اسکیزوفرنیا گرایش‌ به رفتار خشونت‌آمیز دارند، بیش‌تر آنها چنین رفتاری ندارند و بسیاری از آنها گوشه‌گیر و آرام می‌باشند.
هر فردی که رفتار بدبینانه دارد، اسکیزوفرنیا ندارد. برخی افراد اختلال شخصیتی بدبینی دارند و به دیگران بدبین یا بی‌اعتماد می‌باشند، اما سایر ویژگی‌های اسکیزوفرنیا در آنها دیده نمی‌شود.
هرفردی که صداهایی می‌شنود، دارای اسکیزوفرنیا نیست.
افسردگی و اختلال دوقطبی شباهت به اسکیزوفرنیا دارند، همچنان برخی از امراض جسمی مانند عفونت شدید، اختلالات غدۀ تایرویید، سرطان‌ها، اختلالات سیستم عصبی، و اختلالات سیستم معافیتی بدن ممکن است نشانه‌های را سبب شوند که به اسکیزوفرنیا شبیه اند.
عوارض جانبی برخی دواها موجب بروز علائم مشابه به اسکیزوفرنیا شده می‌توانند.
تداوی اسکیزوفرنیا 

برای کاهش نشانه‌های اسکیزوفرنیا، نیاز است تا تداوی به شکل دوام‌دار ادامه یافته و محدود به تداوی دوایی نباشد.
اسکیزوفرنیا مانند سایر امراض مانند فشار خون بالا، بیماری قلبی، دیابت، زخم معده و روماتیزم قابل کنترول است. با تداوی، نشانه‌ها تحت کنترل آمده یا شدت آنها کاهش می‌یابد. بهترین حالت در تداوی طولانی مدت امراض جسمی آن است که مریض بتواند به فعالیت‌های عادی زندگی خود ادامه دهد و خلل مهمی در روابط خانوادگی و اجتماعی او رخ ندهد. هدف از تداوی دوایی و غیردوایی اسکیزوفرنیا نیز بازگشت مریض به زندگی معمولی است.
هرچند تاکنون دواهایی که برای تداوی استفاده می‌شوند نتوانسته اند کاملاً بیماری را کنترل کنند و مریض را به حالت قبل از بیماری بازگردانند، ولی تولید دواهای جدید امیدهای بیشتری را در ین زمینه نوید می‌دهد.
دواها چگونه اثر می‌کنند؟
در بیماری اسکیزوفرنیا، تغییراتی در مقدار مواد کیمیاوی در مغز به وجود می آید که سبب بروز علایم و شکایاتی می‌شوند که در بالا به آنها اشاره شد. کار عمدۀ دواها این است که در تنظیم مقدار مواد کیمیاوی مغز مانند دوپامین، سروتونین، گلوتامات در نواحی خاصی از مغز سهم می‌گیرند. این تغییرات در پی خود بهبود علایم رفتاری و عاطفی را در مریض به وجود می‌آورد.
اثر و فایدۀ تداوی چیست؟
کاهش یا کنترل کامل هذیان و توهم
پیشگیری از عود مریضی
کاهش انزوا و گوشه‌گیری
کنترول رفتار پرخاشگرانه
کاهش یا قطع دفعات بستری شدن
افزایش توان مریض در برابر فشارهای روانی زندگی
کاهش مصارف تداوی و مراقبت از بیمار
انجام فعالیت‌های روزمرۀ زندگی
میزان اثربخشی دواها چقدر است؟
دواهای قدیمی ۶۰ تا ۷۰ درصد در تداوی اسکیزوفرنیا مؤثر می‌باشند و خوشبختانه دواهای نسل جدید بر ۳۰ تا ۵۰ درصد مریضانی که به دواهای سابقه پاسخ نداده‌اند، موثر اند. برخی از دواهای قدیمی عبارتند از هالوپریدول، تری فلوپرازین، تیوتکسین، کلرپرومازین، تیوریدازین، پرفنازین، فلوفنازین.
برخی از عوارض جانبی دواهای قدیمی 
خشکی دهان
تاریکی در دید
خواب آلودگی
کاهش میل جنسی یا ناتوانی جنسی
اختلال درعادت ماهوار در خانم‌ها
لرزش دست و گرفتگی عضلات
آب‌ریزش از دهان
بی‌قراری
قبضیت (یبوست)
برای خنثی کردن عوارض دواهای قدیمی چه می‌توان کرد؟
در صورت بروز چنین علایمی بهتر است آنها را با داکتر معالج در میان گذاشت تا با اقدامی مناسب عوارض دواها را کم نماید. داکتران معمولاً از روش‌های زیر استفاده می‌کنند:
تجویز دواهای آنتی‌کلینرژیک مانند تری هگزیفتیدیل (آرتان) و بی‌پریدین (آکینتیون)
قطع دوا و تجویز دوای دیگر
تنظیم مقدار دوای مصرفی بیمار
تنظیم زمان مصرف دوا
دواهای نسل جدید 
برخی از این دواها عبارتند از: رسپیریدون- کلوزاپین (لپونکس)، اولانزاپین (زیپرکسا)، کوتیاپین، زیپراسیدون
عوارض مهم دواهای نسل جدید
چاقی
افزایش قند و چربی خون
خواب آلودگی
کاهش تعداد کریوات سفید خون (فقط با کلوزاپین)
این دواها همزمان با اثر بر چند نوع از مواد کیمیاوی مغز، علاوه بر هذیان، توهم و پرخاشگری بر علایم منفی بیماری مانند گوشه‌گیری و انزوا، کاهش تمرکز فکر و کاهش انگیزه، تاثیر بهتری دارند.
تداوی‌های غیردوایی
داکتر یا درمانگر کمک می‌کند تا مریض طرز برخورد با افکار خود و شرایط ایجادکنندۀ اضطراب را یاد بگیرد و خطر عود مریضی را کاهش دهد. بدین ترتیب الگوهای منفی افکار و رفتار را تحت کنترل قرار می‌دهد. متخصص درمانی می‌تواند به مریض کمک کند تا از برنامه دوایی خود پیروی کند.
برای بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا، پذیرفته شدن در جمع خانواده و دوستان از اهمیت زیادی برخوردار است. اگر اعضای خانواده، بیماری و شرایط ایجاد کننده اضطراب را درک کنند و به فرد کمک کنند تا به برنامه دوایی خود عمل کند، در این صورت بیمار چانس بیشتری برای کاهش علایم خواهد داشت.
جلسات روان‌درمانی
در این جلسات مریض می آموزد چگونه فشارهای روانی خود را کاهش دهد،‌ ارتباطات اجتماعی خود را تقویت کرده، و تنش‌های خود را کنترل کند. همچنین با علائم عود احتمالی این بیماری مانند عصبانیت و اختلال در خواب آشنا می‌شود.
احیای مجدد یا بازتوانی
آموزش مهارت‌های اجتماعی و شغلی لازم برای زندگی مستقل بخش مهمی از تداوی است. آن عده مریضانی که در بازتوانی سهم می‌گیرند، بهبود بهتری در نشانه‌های مریضی خود دارند.
گروه‌های حمایتی
گروه‌های حمایتی شامل متخصصین مراقبت‌های صحت روانی، خانواده، دوستان، اجتماع کوچکی که شخص در آن به سر می‌برد، گروه‌ها و سازمان‌های اجتماعی، دینی، و غیره

گزینش و ترجمه: داکتر هامش درویش
ویرایش: اسماعیل درمان


آخرین ویرایش: - -
دیدگاه ها ()

رابطه مصرف زیاد متامفتامین و اسکیزوفرنی

یکشنبه 6 اسفند 1391 08:43 ق.ظ   نویسنده :      



بررسی های جدید دانشمندان نشان می‌دهد مصرف زیاد متامفتامین ممکن است خطر ابتلا به اسکیزوفرنی را افزایش دهد.

به گزارش هلث دی، پژوهش‌های قبلی نشان داده‌اند رابطه‌ای احتمالی میان وابستگی به حشیش و اسکیزوفرنی وجود دارد.

متامفتامین ( شیشه ) و سایر محرک‌های شبه‌ آمفتامینی در رتبه دوم پر مصرف ترین مخدرهای جهان قرار دارند.

در این مطالعه، پژوهشگران مرکز اعتیاد و بهداشت روانی (CAMH) در تورنتو کانادا، سوابق بیمارانی را که در فاصله سال‌‌های 1999 تا 2000 با تشخیص وابستگی یا سوء‌ مصرف متامفتامین، حشیش، الکل، کوکائین و... در بیمارستان‌های کالیفرنیا بستری شده بودند را تجزیه و تحلیل کردند.

به گفته دکتر راس کالاگان، سرپرست این بررسی، افرادی که به خاطر وابستگی به متامفتامین بستری شده بودند و در شروع بررسی علایم ابتلاء به اسکیزوفرنی و روان پریشی در آنها دیده نشده بود نسبت به افرادی که کوکائین، الکل و داروهای افیونی مصرف می‌کردند، یک و نیم تا سه برابر بیشتر از افراد عادی در معرض ابتلا به اسکیزونی قرار داشتند.

این پژوهشگران همچنین دریافتند که افزایش خطر اسکیزوفرنی در مصرف‌کنندگان متامفتامین مشابه افزایش خطر ابتلا به این بیماری در مصرف‌کنندگان ماری‌جوانا بود.

روشن نیست که متامفتامین و حشیش چگونه خطر ابتلا به اسکیزوفرنی را افزایش  می دهند.

دکتر استفن کیش، دانشمند ارشد و رئیس آزمایشگاه مغز انسان در مرکز اعتیاد و بهداشت روانی تورنتو گفت: «شاید مصرف مکرر متامفتامین و حشیش در برخی افراد بتواند با حساس کردن مغز به دوپامین، ماده شیمیایی که تصور می‌رود در روان پریشی دخیل باشد، باعث ایجاد اسکیزوفرنی شود.»

کالاگان در پایان گفت: «امیدواریم درک ماهیت رابطه میان اعتیاد به مواد مخدر و اسکیزوفرنی به یافتن روش های درمانی بهتر برای اسکیزوفرنی و اعتیاد به مواد مخدر کمک کند.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی پیشگیری اولیه از اعتیاد


سلامت نیوز (تندرستی): روان:رابطه مصرف زیاد متامفتامین و اسکیزوفرنی::.

برچسب ها: متامفتامین و اسکیزوفرنی ، شیشه ،
آخرین ویرایش: - -
دیدگاه ها ()

اسکیزوفرنی

چهارشنبه 2 اسفند 1391 05:55 ب.ظ   نویسنده :      


چیزهایی که مغزمان را 'می‌خراشد'


زندگی روزانه می‌تواند پر از چیزهای آزاردهنده‌ای باشد که آدم را به ستوه می‌آورد. از صدای بلند زنگ یک تلفن، گفت‌وگوهای پرسروصدای آدم‌ها، صدای هورت کشیدن سوپ یک نفر، تا انتظار ... انتظار و انتظار برای رسیدن قطار یا پرواز هواپیمایی که تاخیر دارد.



چرا صدای ناخن روی تخته سیاه آزارمان می‌دهد؟

پژوهشگران معدودی به دنبال بررسی علمی صدایی بوده‌اند که با کشیده شدن ناخن روی چیزی مثل تخته‌سیاه تولید می‌شود. بعضی آدم‌ها نسبت به صدای کشیده شدن قاشق یا چنگال روی سطح یک بشقاب و داخل قابلمه هم حس مشابهی دارند.

به نظر می‌رسد که حس افراد نسبت به چنین صداهایی، ربطی به فرکانس این صداها ندارد، بلکه بیشتر ناشی از میزان "خشن" بودن صداست.

خشن بودن یک صدا، به کیفیت آن ربط دارد و این که دامنه‌اش در یک دوره مشخص چند بار به توالی، بالا و پایین می‌رود.

گفته می‌شود که هرچه این دامنه سریع‌تر و طوری تغییر کند که قابل پیش‌بینی نباشد، آزاردهنده‌تر خواهد بود.

اما سوال اینجاست که چرا چنین چیزی باید مخل آسایش ما باشد؟

یک ایده این است که صدای جیغ یک نوزاد (یا آدم بزرگسال) کیفیت یا همان خشونت مشابهی دارد. در نتیجه احتمال داده می‌شود که وقتی صدای کشیده شدن ناخن روی سطحی مثل تخته‌سیاه را می‌شنویم، همان حسی به ما دست می‌دهد که با شنیدن صدای جیغ یک نفر داریم؛ حسی که برایمان آزاردهنده است.

چه زمانی یک مکالمه تلفنی تحمل‌ناپذیر می‌شود؟

در دنیای مدرن، یک مکالمه تلفنی هم می‌تواند آزاردهنده باشد.

مغز ما فقط یک دریافت‌کننده منفعل صدا و مکالمات نیست. ما مدام در حال "گوش کردن" و شنیدن صداهای اطراف هستیم و مغزمان این صداها را ارزیابی می‌کند.

در واقع، در یک مکالمه، مغز با پیش‌بینی‌هایی که از لغات احتمالی بعدی دارد، دریافت اطلاعات مشخصی را انتظار می‌کشد.

وقتی با کسی در حال گفت‌وگو هستیم، به طور طبیعی و بدون آنکه حواسمان باشد، با ارزیابی وضعیت، کلمه بعدی طرف مقابل را از قبل در ذهن خود می‌سازیم. اما در یک مکالمه تلفنی، نمی‌توان چنین کاری کرد، چون فقط بخشی از داده‌های مورد انتظار مغز را دریافت می‌کنیم.

مغز ما در حال گوش دادن و گوش دادن است و ناگهان با یک "صخره شناختی" روبه‌رو می‌شود؛ جایی که می‌خواهد بداند کلمه بعدی چیست، ولی هیچ راهی برای دانستنش وجود ندارد، چون تلفن تنها ابزار ارتباطی ما با طرف مقابل است و مغز نمی‌داند آنسوی دستگاه دقیقا چه می‌گذرد.

چرا عشق زندگی‌مان می‌تواند آزاردهنده‌ترین فردی باشد که می‌شناسیم؟

هر خصیصه مثبت و پذیرفته اجتماعی، نکات و ویژگی‌های منفی هم دارد.

وقتی فردی به نظرمان نجیب و مهربان می‌رسد، به او علاقه‌مند می‌شویم، ولی همزمان، احتمالا هزینه اجتماعی این "مهربان بودن" را نادیده گرفته‌ایم. چون بقیه آدم‌ها هم به این ویژگی او واقفند و ممکن است بخواهند از آن سوءاستفاده کنند.

در نتیجه، بعد از آن که روزهای اول آشنایی سپری شد، به احتمال زیاد، از این که محبوبمان همیشه تا آخر وقت سر کار است یا می‌خواهد پیش دوست بدحالش برود، ناراحت می‌شویم.

کم‌کم در روزهای بعد، این ناراحتی جای خود را به آزار روحی می‌دهد و ناگهان درمی‌یابیم که عشق زندگی‌مان یکی از آزاردهنده‌ترین آدم‌هایی است که می‌شناسیم.

وضعیت مشابه وقتی رخ می‌دهد که به فردی تودار و صبور دل ببندیم و بعد، از این که او احساساتش را بروز نمی‌دهد، دلخور و شاکی شویم.

بحث اینجاست که وقتی در ابتدا با چنین افرادی قرار می‌گذاریم تا با آنها آشنا شویم، هزینه اجتماعی رفتارهای پسندیده‌شان را نادیده می‌گیریم، چون هنوز مست دیدارشان هستیم.

اما بعد، درمی‌یابیم که به همراه این رفتار خوشایند، هزینه‌ای اجتماعی وجود دارد و اینجاست که کم‌کم عشق زندگی‌مان "روی مغز و روان‌مان می‌رود."

'حرص درآوریم' و برنده باشیم

وقتی زیدان کنترلش را از دست داد

بعضی وقت‌ها ورزشکاران به عنوان یک فن، سعی می‌کنند با بعضی رفتارهای آزاردهنده، حرص رقیبشان را درآورند و "روی اعصاب آنها بروند" تا کم‌کم عرصه بازی را از آن خود کنند.

مثال مشهور چنین کاری، در فینال جام جهانی ۲۰۰۶ میلادی رخ داد؛ وقتی که زین‌الدین زیدان با سر به سینه مارکو ماتراتزی کوبید و از بازی اخراج شد.

قبل از این حرکت، هر دوی آنها حرف‌هایی با هم رد و بدل کرده بودند و ماتراتزی توانست با حرف‌هایی تحریک‌کننده، اعصاب زیدان را به هم بریزد. می‌شود گفت که او به دنبال توهین به زیدان نبود، بلکه بیشتر حرصش را درآورد و نتیجه هم معلوم است.

روانشناسان می‌گویند که ورزشکاران تقریبا در تمام عرصه‌های رقابتی در حال چنین کاری هستند و سعی می‌کنند با رفتارهای "حرص‌درآر" کنترل امور را از دست رقیب خارج کنند.

کدام بخش مغز درگیر است؟

در یک پژوهش، به شرکت‌کنندگان گفته شد که در یک آزمون شرکت کنند. اما قبل از شروع آزمون، آزمایشگر شروع به شکایت کرد و گفت که آنها کارشان را به درستی انجام نمی‌دهند.

در واقع، آزمایش این بود که مشخص شود شرکت‌کنندگان بعد از این رفتار آزمایشگر چطور عمل می‌کنند.

در این وضعیت، بخشی از مغز که تحت تاثیر قرار گرفت و فعال شد، قشر سینگولیت قدامی بود که دروازه‌بان امور احساسی مغز خوانده می‌شود و مسیر ورود دریافت‌های احساسی به قشر مغز و در نهایت، واکنش انسان است.

در یک دوره‌ای، جراحان مغز و اعصاب، این بخش از مغز را با جراحی خارج می‌کردند. این کار بیشتر برای کاهش احساس درد در افراد انجام می‌شد، ولی مشخص شد افرادی که تحت این جراحی قرار گرفته‌اند، در موقعیت‌های مشابه، به اندازه دیگران حرص نمی‌خورند.

جویی پالکا از نویسندگان کتاب "دانش آنچه ما را آزار می‌دهد" است.


برچسب ها: چیزهای آزاردهنده‌ ، جویی پالکا ،
آخرین ویرایش: - -
دیدگاه ها ()

موسیقی درمانی برای بیماران اسکیزوفرنی

جمعه 24 آذر 1391 09:50 ق.ظ   نویسنده :      





موسیقی درمانی برای بیماران اسکیزوفرنیبنابر تحقیقات جدید، موسیقی درمانی، می‌تواند بعضی از علایم اسکیزوفرنی را تخفیف داده و بهبود بخشد. این پژوهش که در مجله روانپزشکی منتشر شده، اولین موردی است که در آن موسیقی درمانی برای افرادی که دچار اسکیزوفرنی حاد هستند به کار گرفته شده که توسط محققینی از کالج سلطنتی لندن و درمانگرانی از مراکز سلامت روانی «North west London» رهبری و اداره می‌شود.
در این تحقیق کوچک، ۸۱ بیمار مقیم در چهار بیمارستان لندن به طور تصادفی انتخاب شده‌اند تا از موسیقی درمانی یا درمان بهره‌مند شوند. این افراد بین ۸ تا ۱۲ جلسه به صورت ۱ بار در هفته و به مدت ۴۵ دقیقه از موسیقی درمانی بهره‌مند شده‌اند. در طی جلسات، بیماران به سازهای مختلف دسترسی داشته و از طرف درمانگران به ابزار درونیات خود با موسیقی، تشویق می‌شوند. 
در ابتدا درمانگر با دقت به موسیقی بیمار گوش فرا می‌دهد و از نزدیک او را همراهی می‌کند و در پی یافتن چگونگی وضعیت احساسی او که به شکل موسیقی ابراز می‌شود، است. 
سپس درمانگر روش‌ها و فرصت‌هایی برای بسط یا تغییر ماهیت این فعل و انفعال موسیقیایی پیشنهاد می‌کند. محققین علایم اسکیزوفرنی را محاسبه کرده و متوجه شدند که در میان بیمارانی که از موسیقی درمانی بهره‌مند شده بودند، پیشرفت‌های بسیاری از بیمارانی که تنها به روش معمول معالجه می‌شدند صورت گرفته است. از جمله موارد و علایم عمومی که تحت تاثیر موسیقی درمانی شدت خود را از دست داده بودند می‌توان به اضطراب، افسردگی و علایم منفی اسکیزوفرنی مانند انزوای احساسی، اشاره نمود. 
با این حال محققین هشدار دادند، از آنجایی‌که این تحقیق در اندازه کوچک و معدود انجام گرفته است، این امکان وجود دارد که عوامل دیگری چون شدت بیماری، بر میزان کاربرد این روش تاثیر داشته باشد. 
سرپرست تحقیقات دکتر مایک کرامفورد Mike Cramford از کالج سلطنتی لندن گفته است: «ما مدت‌هاست می‌دانیم که بعضی از درمان‌های وابسته به روانشناسی می‌تواند به افراد مبتلا به اسکیزوفرنی کمک کند اما تاکنون این روش‌ها تنها در مواردی که بیمار کاملا از شرایطی پایدار برخوردار باشد به کار رفته بود.
این تحقیق نشان می‌دهد که موسیقی درمانی راهی برای کار کردن با افرادی که به شدت بدحال هستند، فراهم کرده است.
مجله الکترونیکی ویستا
در چنین شرایطی بیماران برای یافتن کلماتی که بتواند موقعیت درونیشان را توصیف کند با مشکل مواجه می‌شوند اما با اتکا به مهارت درمانگر این امکان برایشان فراهم می‌شود که از طریق تاثیرات موسیقی، شیوه بیان تازه، سودمند، خلاقانه و نشاط‌آوری را تجربه کنند».
اسکیزوفرنی یک بیماری مغزی مزمن، شدید و ناتوان‌کننده است. در واقع در بین تمام سندرم‌های عمده روانپزشکی تعریف و توصیف اسکیزوفرنی از همه دشوارتر است. علت عمده این مشکل این است که در طول صد سال گذشته مفاهیم بسیار متباعد یا دور از ذهنی از اسکیزوفرنی در ممالک مختلف و توسط روانپزشکان متعدد بیان شده است. جالب اینجاست که تفاوت‌های ریشه‌ای عقاید در این زمینه تا به امروز دوام داشته است.
مجله الکترونیکی ویستا

برچسب ها: موسیقی درمانی برای بیماران اسکیزوفرنی ،
آخرین ویرایش: جمعه 24 آذر 1391 09:54 ق.ظ
دیدگاه ها ()

روش‌های درمانی اسکیزوفرنی

پنجشنبه 23 آذر 1391 01:05 ق.ظ   نویسنده :      


از آنجا که علل اسکیزوفرنی هنوز به طور دقیق شناخته نشده است، روش‌های درمانی فعلی هم بر پایه تجربه و هم پژوهش‌های بالینی می‌باشند. این رویکردها براساس قابلیت‌شان در کاهش عوارض اسکیزوفرنی و کاهش احتمال بازگشت (عود) عوارض انتخاب می‌شوند. 
برخی از داروهای موجود برای اسکیزوفرنی عبارتند از:

    •  کلرپرومازین (تورازین) 
    •  کلوزاپین (کلوزاریل) 
    •  هالوپریدول (ریسپردال) 
    •  اولانزاپین (زیپرکسا) 
    •  کوتیاپین (سروکل) 
    •  آری‌پیپرازول (ابیلیفای)

داروهای ضدروان‌پریشی، نشانه‌های روان‌پریشی اسکیزوفرنی را کاهش می‌دهند و معمولاً باعث می‌شوند که بیمار با کارایی بیشتر و به نحو مناسب‌تری به فعالیت بپردازد. داروهای ضدروان پریشی در حال حاضر بهترین روش درمان برای اسکیزوفرنی هستند امّا آن‌ها این بیماری را «درمان» نمی‌کنند و این اطمینان را به وجود نمی‌آورند که دیگر شرایط بیماری باز نگردد.اغلب کسانی که اسکیزوفرنی دارند، نشانه‌های قابل توجهی از بهبودی را پس از مصرف داروهای ضدروان پریشی نشان داده‌اند. داروهای معروف به داروهای «غیرمتعارف» ضدروان‌پریشی از سال 1990 به بازار عرضه شده‌اند.


برچسب ها: روش‌های درمانی اسکیزوفرنی ، کلرپرومازین ، کلوزاپین ، هالوپریدول ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 23 آذر 1391 01:08 ق.ظ
دیدگاه ها ()

توهم توطئه (پارانویای قدرت)

چهارشنبه 22 آذر 1391 01:01 ب.ظ   نویسنده :      



بدبینی زیاد و همه کس را سیاه دیدن، یکی از بیماری های معروف روانی می باشد که از آن تحت عنوان بیماری «پارانوئید» یاد می شود. در این نوع بیماری، شخص در توهم بسر برده و فکر می کند که همه کس و حتی نزدیکانش علیه وی دسیسه و توطئه کرده و احیاناً قصد از بین بردن او را دارند و چه بسا این هذیان و توهم باعث قتل هایی نیز می گردد. رابطۀ این بیماری با «قدرت» جالب تر است و در طول تاری
خ ما شاهد قتل های سیاسی به خاطر این بیماری بوده ایم: نادر شاه فرزند خود رضا قلی را به خاطر سوءظن کور نمود ولی بعداً وقتی بی گناهی فرزندش ثابت گردید، به شدت پشیمان شد و خُلق وی تغییر نمود. چه بسا که سوءظن بی مورد در دسته بندی های سیاسی باعث قتل های وحشتناک در طول تاریخ گردیده است.
اگر ما این بیماری را از خُرد به کلان بیاوریم و آن را در سیاست بین الملل مطالعه کنیم، پیامد وحشتناک آن را شاهد خواهیم بود. این همان نظریه ای است که از آن تحت عنوان «توهم توطئه» یاد می شود. در این نوع ناهنجاری یک دولت فکر می کند که دولت یا دولت هایی مشغول توطئه علیه او بوده و احیاناً قصد حمله یا براندازی رژیم او را دارند و چه بسا این توهم و دشمن انگاری منجر به جنگ میان دول نیز گردیده است. در این مورد به چند مصداق توجه می کنیم: «توهم توطئه» باعث جنگ میان دو دولتشهر معروف یونان یعنی آتن و اسپارت گردید که از آن تحت عنوان جنگ های «پلوپونز» یاد می شود. البته یک علت عمدۀ جنگ میان دو دولت علاوه بر این مسئله، تضاد رژیم های سیاسی حاکم میان آنها بود. رقابت میان دو دولت آ لمان و انگیس و نیز سوءظن آنها به یکدیگر، منجر به شعله ور شدن، جنگ جهانی اول گردید.

جنبۀ دیگر «توهم توطئه» مربوط به موقعیت و وضعیت یک کشور در صحنۀ بین المللی است. در کشورهایی که بحران های سیاسی و اجتماعی را پشت سر می گذارند و یا احیاناً مواجه با «انقلاب» می گردند، بعد از پیروزی انقلاب، برای بقا و حفظ وضعیت خود در صحنۀ بین المللی بشدت تلاش کرده و نیروهای خود را متمرکز می نمایند و برای این که در مقابل تهدیدات داخلی و خارجی بایستند، سعی می کنند با دشمن تراشی و «توهم توطئه» هم مردم را متحد سازند و هم سوء مدیریت و بی لیاقتی تعدادی از دولتمردان را پوشانده و احیاناً نوک مشکلات را به عامل خارجی مرتبط سازند

کشور ما نیز رویداد مشابه را تجربه نموده است. بعد از پیروزی انقلاب تمام همّ و غم دولتمردان ما این بود که نظام نوپای اسلامی را از گزند دشمنان داخلی و خارجی حفظ نمایند با توجه به این که هر روز توطئه های بیشمار خارجی و داخلی علیه انقلاب ما صورت می گرفت و نظام جمهوری اسلامی مجبور بود که برای مواجه با این خطرات قدرت خود را متمرکز نماید ولی متأسفانه بعداً این عمل رویه ای شد برای تعدادی از دولتمردان ما، تا سوء مدیریت و نالایقی سیاسی خود را زیر لوای توطئه های بیگانگان بپوشانند، تا حتی مقطعی هم شده ذهن مردم را از ریشۀ مشکلات منحرف گردانند گویی این که کشورهای دیگر فکر و ذکری جز توطئه علیه ما ندارند

دكتر صادق زیباكلام: توهم توطئه معضل تاریخی ایرانیان است
مشکل از جایی شروع می‌شود که به رسانه‌های خارجی، بیگانه‌ می‌گوییم، توهم توطئه نسبت به رسانه‌های خارجی یک معضل تاریخی است که شاه نیز گرفتار آن بود، به نحوی که در دیدارش با سفیر انگلیس در ایران دائما به نقش بی‌بی‌سی در اغتشاشات و آشوب‌ها اشاره می‌کرد. 
وی سپس با طرح این سوال اساسی که آیا بی بی سی یا وی او ای است که تحول در ایران می‌آفریند این‌ شبکه‌ها صادقانه و بی‌طرفانه تحولات را سعی می‌کنند منعکس کنند با ذکر یک مثال از گفت و گوی آنتونی پارسونز با محمدرضاشاه پهلوی گفت: من فکر می‌کنم ما هنوز نتوانسته‌ایم این مساله ساده را برای خودمان حل کنیم. مرحوم سرآنتونی پارسونز آخرین سفیر انگلستان در ایران در دوران انقلاب و به ویژه روزهای آخر در هفته 2 تا 3 بار با شاه ملاقات داشت. پارسونز در خاطراتش می‌گوید که وقتی بحران ایران در اواخر 55 و اوایل 56 شروع شد اولین چیزی که نظر من را جلب کرد اصرار شاه براین بود که دولت انگلستان دستش با مخالفین من در یک کاسه است و دولت انگلستان در پشت تمام این نا آرامی‌ها قرار دارد. 

وی افزود: پارسونز می‌گوید من در ابتدا سعی می‌کردم با شاه بحث و گفت و گو کنم و از وزیر امور خارجه و نخست وزیر انگلیس برایش تاییدیه بگیرم و در این گفت و گوها همواره تاکید می‌کردم که به شما همواره به عنوان متحدمان نگاه می‌کنیم. و پارسونز ادامه می‌دهد و شاه همواره به نقش بی بی سی در انعکاس وقایع دارد اشاره می‌کرد و می‌گفت که شما فکر می‌کنید من احمق هستم. 
این استاد دانشگاه با اشاره به این که نهایتا کار به جایی رسید که پارسونز از ادامه گفت و گو با شاه قطع امید کرده زیرا اصرار شاه را که دولت انگلستان پشت مخالفان و فتنه و آشوب است را مشاهده کرده در ارتباط با حضور نگرش توهم توطئه در شاه می‌گوید: در روز 13 آبان سال 1357 تظاهرات گسترده‌ای صورت گرفت شمار قابل توجهی از دانش آموزان در دانشگاه تهران مورد اصابت تیراندازی قرار گرفتند و همان روز نیز به سفارت انگلستان با کوکتل مولوتف حمله شد و سفارت آتش گرفت.پارسونز می‌گوید که من همان روز عصر رفتم به دیدار اعلیحضرت و حداقل انتظار من از شاه این بود که حالت عذرخواهی داشته باشد اما شاه درحالی که قدم می‌زد برگشت با پوزخند به من گفت دیدید درآتشی که خودتان به راه انداخته بودید کم مانده بود که خودتان هم بسوزید. 

وی افزود: پارسونز می‌گوید که این دیگر برای من غیرقابل تحمل بود . پارسونز عرف دیپلماتیک را کنار می‌گذارد و به شاه می‌گوید که اعلیحضرت اگر واقعا کسانی در این مملکت وجود دارند که فکر می‌کنند دست دولت انگلستان با دست مخالفان شما در یک کاسه هست ببخشید اعلیحضرت جایش در تیمارستان است. 

(منبع نت)

برچسب ها: توهم توطئه (پارانویای قدرت) ،
آخرین ویرایش: - -
دیدگاه ها ()

روانگسیختگی پارانوئید (Paranoid)

سه شنبه 21 آذر 1391 12:53 ب.ظ   نویسنده :      


 در ادبیات ما داستانها و قصه های فراوانی در باره عشق های یک طرفه یا فرهاد وار نقل شده است.روانشناسان این حالت را نوعی بیماری روانی به نام "پارانویا" می دانند.در برخی موارد اشخاصی وجود دارند که دیوانه وار به کسی علاقه مند هستند و تصور می کنند که آن شخص نیز آنها را دوست دارد. اما اینها تنها در مخیله او وجود دارد زیرا در مواقعی ممکن است شخص دیگر یا او را دوست نداشته باشد و یا در مواقعی حتی او را نشناسد! ماجراهای عاطفی یکطرفه که منجر به اسید پاشی و انواع رفتار های جنون آمیز شده است.
در بیماری پارانویید هزیانی بارزوسازمان یافته وجود دارد.زیرا فرد حرف ها و باورهایی دارد که کاملاً اشتباه است. به عنوان مثال از علاقه به فردی سخن به میان می آورد و معتقد است که آن فرد هم به او علاقه مند است اما به علت کم رویی آن را بیان نمی کند. و یا اینکه فرصت ابراز آن را نکرده است بیماران پارانویید همواره در ذهنشان با تصوراتشان زندگی می کنند و این ذهنیت را پردازش می کنند. علت به تجربیات ناگوار هر فرد در دوران زندگی اش داشته بازمی گردد.و نحوه تربیت های خانوادگی و سطح زندگی او.


یکی از علایم و مشخصه های بیمار اسکیزوفرن وجود سمبولیسم در تفکر ، گفتار و رفتار عجیب و غیر عادی بیمار اسکیزوفرن است ، که ممکن است برای هیچکس غیر از خود بیمار قابل درک نباشد . همچنین اشتغال ذهنی بیمار اسکیزوفرن با نیروهای نامرئی ، تشعشع ، سحر و جادو ، مذهب ، فلسفه ، روانشناسی ، روانشناسی ماورای طبیعی ، تمایل و گرایش او به رمز ، تلخیص ، و سمبولیسم است.




برچسب ها: روانگسیختگی پارانوئید (Paranoid) ،
آخرین ویرایش: - -
دیدگاه ها ()

انواع روان‌گسیختگی ----- ادامه اسکیزوفرنی

پنجشنبه 9 آذر 1391 03:41 ب.ظ   نویسنده :      


بر اساس تقسیم بندی D SM-IVاین بیماری پنج زیر مجموعه دارد:

  1. روان گسیختگی (Paranoid):در این نوع فرد با یک یا دو توهم و هذیان درگیر است ولی دچار به هم ریختگی تفکر و رفتار، رفتار کاتاتونیک و یا فقدان عواطف نیست.
  2. روان گسیختگی به هم ریخته (Disorganized): مشخصه آن رفتار، فکر یا گفتار در هم ریخته و بدون بروز عواطف (flat affect) یا عواطف نامناسب است.
  3. روان گسیختگی کاتاتونی (Catatonic): در این نوع فرد می‌تواند دچار ناتوانی حرکتی، حرکات زیاده از حد، نگاتیویسم افراطی یا مات شدن، حالت گیری‌های عجیب (Bizzare posturing) و تکرار و تقلید(Echopraxia) حرکات باشد.
  4. روان گسیختگی افتراق دادهنشده(Undifferentiated): در این نوع فرد معیار تشخیصی این بیماری را دارد ولی در هیچ یک از سه گروه فوق قرار نمی‌گیرد.
  5. روان گسیختگی باقی مانده (Residual): که در این حالت علایم مثبت شدت کمی دارند.
  6. روان گسیختگی هیفرنیک (Hebephrenic):که با رفتار ابلهانه و بی هدف و پر گویی مشخص می شود.[1]

  7.  فر هنگ پزشکی دکتر محمد هوشمند

برچسب ها: انواع روان‌گسیختگی ، کاتاتونی ، باقی مانده ، هیفرنیک ، به هم ریخته ،
آخرین ویرایش: - -
دیدگاه ها ()

تعداد کل صفحات ( 5 ) 1 2 3 4 5

درباره وبلاگ


نویسندگان

  • (68)